تبلیغات
معرّفی کتب و نرم افزارهای مهدو یّت عج - چرا درفش یمنى از درفش خراسانى هدایت بخش‌تر است؟

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ







nk12.mihanblog.comH D

چرا درفش یمنى از درفش خراسانى هدایت بخش‌تر است؟

——————

علائم حتمی ظهور/ چرا درفش یمنى از درفش خراسانى هدایت بخش‌تر است؟

گروه فرهنگ جهان نیوز: خدایا! در فرج مولایم شتاب کن! و ظهورش را آسان ساز! راهش را گسترده نما! و مرا در صراط او قرار ده! فرمانش را نافذ گردان و پشتوانه‌اش را استوار نما.. خدایا! این گرفتارى پیچیده را از این امّت، به حضور آن گرامى برطرف ساز. به مهرت ای مهربانترین مهربانان. (۱)

علائم حتمی ظهور

امام صادق علیه السلام فرمود: پیش از قیام قائم، پنج علامت و نشانه مهمّ در پیش خواهد بود: جنبش مرد ترقى‌خواه یمنى، جنبش ارتجاعى سفیانى، نداى آسمانى، قتل نفس زکیّه و فرورفتن[لشکر سفیانی در] زمین.(۲)

یمانی؛ اولین علامت حتمی ظهور

«از نشانه‌هاى قطعى ظهور امام مهدى علیه السّلام جنبش اصلاح‌طلبانۀ شخصیّت «یمنى» است. نام و داستان شخصیّت «یمنى» در روایات بسیارى و در شمار نشانه‌هاى قطعى ظهور، آمده است.»(۳) 

«اصل وجود یمانى و جزء علامات حتمیّه ظهور امام زمان علیه السّلام بودن وى، مورد تردید نیست، زیرا روایات مربوط به وى لااقل به حدّ استفاضه مى‌رسد و ظاهرا اهل سنّت نیز آن را نقل کرده‌اند. در فتن سلیلى و فتن ابن حمّاد و . . . نامى از یمانى برده‌اند.»(۴)

«روایات متعددى[که] از اهل بیت علیهم السلام، دربارۀ انقلاب اسلامى و زمینه‌ساز ظهور
حضرت مهدى (ع) در یمن وارد شده است که حتمى بودن وقوع این انقلاب را تصریح مى‌کند و آن را درفش هدایت و زمینه‌ساز قیام حضرت مهدى و یارى‌کنندۀ آن حضرت توصیف مى‌کند. حتى برخى از روایات انقلاب اسلامى یمن را در زمان ظهور، هدایت بخش‌ترین درفش‌ها به طور مطلق به حساب مى‌آورد و در وجوب یارى رساندن به آن، همانگونه تأکید مى‌کند که در یارى درفش مشرق ایرانى، بلکه بیش از آن تأکید مى‌نماید. و وقت آن را همزمان با خروج سفیانى در ماه رجب یعنى چند ماه قبل از ظهور حضرت مهدى (ع) و پایتخت آن را صنعا معرفى مى‌کند. »(۵)

«ضمن روایتى طولانى در این مورد، از امام باقر علیه السّلام آورده‌اند که ایشان فرموده اند:
«خروج سفیانى» و شخصیّت «یمنى» و «سیّد خراسانى» در یک سال، یک ماه و یک روز خواهد بود و درست به سان دانه‌هاى تسبیح، یکى پس از دیگرى خواهد آمد… در آستانۀ ظهور امام مهدى علیه السّلام هیچ پرچمى هدایت‌یافته‌تر از پرچم شخصیّت «یمنى» نخواهد بود.

پرچم او، پرچم هدایت و درستى است. چرا که او مردم را به امام مهدى علیه السّلام دعوت مى‌کند، هنگامى که این شخصیّت اصلاحگر خروج مى‌کند ، فروختن سلاح را تحریم مى‌نماید.

هنگامى که او به پاخاست با او به پاخیزید. چرا که اگر پرچم هدایت و عدالتى را دیدید روى گردانى از آن براى مسلمان، شایسته و مشروع نیست. از این رو، هرکس از پیوستن به جنبش مرد «یمنى» سرباز زند، اهل آتش خواهد بود چرا که او به حق فرامى‌خواند و به راه مستقیم و بى‌انحراف دعوت مى‌کند.»(۶) ،(۷) 

«روایات مى‌گوید: یمنى در پى نبرد سفیانى با وى وارد عراق مى‌شود. نیروهاى یمنى و ایرانى جهت رویارویى با سفیانى وارد عمل مى‌شوند و از روایات چنین ظاهر مى‌شود که نقش نیروهاى یمن در نبرد سفیانى نقش پشتیبانى از نیروهاى ایرانى است، زیرا از لحن أخبار چنین فهمیده مى‌شود که طرف درگیر با سفیانى، مردم مشرق زمین یعنى یاران خراسانى و شعیب هستند. و گویا یمنى‌ها پس از یارى رساندن به آنان به یمن باز مى‌گردند.

امّا در منطقۀ خلیج، علاوه بر حجاز، یمنى‌ها نقش اساسى خواهند داشت، گرچه روایات، آن را خاطرنشان نساخته‌اند ولى به طور طبیعى با توجه به روند حوادث ظهور و جغرافیاى منطقه، بایستى فرمانروائى یمن و حجاز و کشورهاى حوزۀ خلیج در دست نیروهاى یمن، پیرو حضرت مهدى (ع) قرار گیرد.

چرا درفش یمنى از درفش خراسانى هدایت بخش‌تر است؟ 

در حالى‌که درفش خراسانى و درفش‌هاى اهل مشرق بطور کلى به درفش هدایت، توصیف شده و کشته‌شدگان آنها شهید محسوب مى‌شوند و خداوند دین خود را بوسیله آنان یارى مى‌نماید. با آنکه تعداد نسبتا زیادى از ایرانیان وزیران و مشاوران حضرت مهدى (ع) و یاران خاص او خواهند بود، که از جملۀ آنان فرماندۀ نیروهاى ایرانى، شعیب بن صالح است که امام مهدى (ع) وى را به سمت فرماندهى کل ارتش خود برمى‌گزیند و با آنکه نقش ایرانیان، در زمینه‌سازى قیام حضرت مهدى (ع) در تمام سطح‌ها، نقش وسیع و فعّالى است وآنگهى آنان با قیام و فداکاریهاى خود، که آغاز نهضت حضرت مهدى (ع)، بوسیلۀ قیام آنان خواهد بود، برترى خاصى دارند و ما آن را در نقش آنان در دوران ظهور بیان خواهیم کرد. بنابراین چرا انقلاب یمنى و درفش وى هدایت‌بخش‌تر از ایرانیان و درفش آنهاست؟

ممکن است دلیل آن، این باشد که سیستم ادارى که یمنى در رهبرى سیاسى و ادارۀ یمن به کار مى‌برد صحیح‌تر و از لحاظ سادگى و قاطعیت به روش ادارى اسلام نزدیک‌تر باشد. در حالی که دولت ایرانیان از پیچیدگى و دوباره‌کارى و شائبه‌هایى برکنار نیست، بنابراین تفاوت بین این دو تجربۀ فرمانروائى به طبیعت سادگى و قبیله‌اى جامعۀ یمن و طبیعت وراثت تمدن و ترکیب جامعۀ ایرانى برمى‌گردد و ممکن است انقلاب یمنى ازاین‌رو هدایت‌بخش‌تر به شمار آید که سیاست و
دستگاه اجرائى آن قاطع باشد و نیروهاى مخلص و مطیع در اختیار داشته باشد و پیوسته رسیدگى شدید نسبت به آنها کند.

البته این همان دستور العملى است که اسلام به اولیاء امور مى‌دهد که با کارمندان و کارگزاران خود عمل نمایند چنانکه در منشور امیر مؤمنان (ع) به مالک اشتر استاندار و نمایندۀ امام در مصر مى‌بینیم و همانطور که در صفات حضرت مهدى (ع) آمده است که «نسبت به کارگزاران و کارمندان خود سختگیر و نسبت به بینوایان مهربان مى‌باشد» در حالی که ایرانیان براساس چنین سیاستى عمل نمى‌کنند، مسئول مقصّر، یا خیانتکار نسبت به مصالح مسلمانان را در ملأ عام، جهت عبرت سایرین مجازات نمى‌کنند.

و احتمال دارد، درفش یمنى از این جهت هدایت‌کننده‌تر باشد که در ارائه طرح جهانى اسلام رعایت عناوین ثانوى فراوان و ارزیابى‌ها و مفاهیم کنونى (و مقررات بین المللى) را نمى‌کند. در حالی که انقلاب اسلامى ایران معتقد و ملزم به رعایت آنهاست.

امّا آنچه به عنوان دلیل اساسى، پسندیده است این است که انقلاب یمنى اگر هدایت‌گرى بیشترى دارد به این دلیل است که مستقیما از رهنمودهاى حضرت مهدى علیه السلام برخوردار مى‌گردد و جزء لاینفک قلمرو و طرح نهضت آن حضرت شمرده مى‌شود، همچنین یمنى به دیدار حضرتش نائل مى‌شود و کسب شناخت و رهنمود مى‌کند. مؤید این امر روایات مربوط به انقلاب یمنى‌هاست که رهبر انقلاب یمن یعنى شخص یمنى را مى‌ستاید و با این عبارات توصیف مى‌نماید: «به سوى حق هدایت مى‌کند» و «شما را به سوى صاحبتان مى‌خواند» و اینکه «براى هیچ مسلمانى سرپیچى از آن جایز نیست و کسى که چنین کند اهل آتش خواهد بود» . . . امّا انقلاب زمینه‌ساز ایرانیان در روایات آن بیش از ستایش رهبران آن، ستایش از عموم گردیده است، مانند یاوران درفش‌هاى سیاه و اهل مشرق و قومى از مشرق به جز، شعیب بن صالح که با توجه به روایات، نسبت به بقیۀ فرماندهان درفش‌هاى سیاه، امتیاز و برترى ویژه‌اى دارد و پس از آن سید خراسانى و سپس مردى از قم مورد ستایش قرار گرفته است.

أخبار مؤیّد این معناست که انقلاب یمنى به نهضت ظهور امام (ع) نزدیکتر است تا انقلاب زمینه‌ساز ایرانیان، حتى اگر فرض کنیم یمنى قبل از سفیانى قیام مى‌کند یا آنکه یمنى دیگرى زمینه‌ساز یمنى وعده داده شده مى‌باشد. در حالی که انقلاب ایرانیان بدست مردى از قم که سرآغاز نهضت و قیام حضرت مهدى (ع) مى‌باشد که «آغاز آن از مشرق است» و فاصلۀ بین شروع انقلاب آنها و بین خراسانى و شعیب بیست یا پنجاه سال و یا آنچه خدا اراده کند، به طول مى‌انجامد.(۸)

منابع:

۱-بخشی از دعای عهد
۲- کـمال الدین و تمام النعمه ، ج ۲، ص ۶۴۹ 
۳- امام مهدی (عج) از ولادت تا ظهور علامه قزوینی ص۵۵۷
۴- تا ظهور،ج۲ نجم الدین طبسی ص۳۸۲
۵-عصر ظهور ، علی الکورانی ص۱۵۷
۶- غیبت نعمانى، ص ٢۵۵، باب ١۴، ح ١٣
۷- امام مهدی (عج) از ولادت تا ظهور علامه قزوینی ص۵۵۷
۸-عصر ظهور،علی الکورانی صص۱۶۲-۱۵۸

————
http://www.jahannews.com/vdcjooextuqevoz.fsfu.html
————