تبلیغات
معرّفی کتب و نرم افزارهای مهدو یّت عج

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ







nk12.mihanblog.comH D

دانلود 26 سال تحقیقات مهدویّت



 

----------------- 

 

--------------------- 

 

-------------------

----------------------
*26ماه انتظار با علائم ظهور*=pdf
--------------------------
http://s4.picofile.com/file/7914633117/26m_entezar.pdf.html
-------------------------
======================
» نوع مطلب : گل نرگس عج ،کتاب ،دانلود 
---------------

دانلود 26 سال تحقیقات مهدویّت
================

http://s9.picofile.com/file/8278459018/zohoor.zip.html

==================
شامل علائم و نشانه های ظهور- بعضی از کتابهای مهدوی
-----------------
فایلهای صوتی علائم ظهور
--------------
===========================
ابتدا با برنامه winrar از حالت فشرده خارج نمایید
برچسب‌ها: دانلود 26 سال تحقیقات مهدویّت، علائم و نشانه های ظهور،کتابهای مهدوی



nk12.mihanblog.comH D

برگرفته ازکتاب آیینه ی اسرار =حسین کریمی قمی

آیینه ی اسرار =حسین کریمی قمی

 برگرفته ازکتاب آیینه ی اسرار =حسین کریمی قمی

 در شمیم گل نرگس

 داستان حاج سید مرتضی حسینی

صدیق مکرّم آقای حاج سید عباس حسینی (واعظ) که چند ماه قبل مرحوم شد از پدرش مرحوم سید مرتضی حسینی که از تربیت شدگان مرحوم حاج شیخ محمّد تقی بافقی است، جریانی را نقل کرد؛ از ایشان خواستم آن را بنویسد، قبول فرمود. چکیده آن نوشته که نزدم موجود است این چنین است:
مرحوم سیّد مرتضی، منزل مسکونی خود را به یکصد و هشتاد تومان به طور اقساط پنج ماهه، خریداری کرده و در سر رسید اوّلین قسط با تهی دستی روبرو می شود. به مسجد جمکران رفته و به امام زمان علیه السلام متوسّل می شود.
مرحوم حاج اسداللَّه خرّاز قمی که از دوستان متدیّن مرحوم سیّد مرتضی بوده و حدود چهل سال سیّد برای او روضه هفتگی می خوانده، او را دیدار کرده و می گوید که در خواب از طرف حضرت ولی عصرعلیه السلام مأمور شدم اقساط خانه ات را بپردازم (ظاهرا حاج اسداللَّه از اصل خرید خانه هم بی خبر بوده) سیّد قبول می کند و تمام اقساط منزل به برکت توسّل به حضرت بقیة اللَّه توسط حاج اسداللَّه پرداخت می گردد.
مرحوم حاج سید عبّاس می گفت: آقای حاج اسداللَّه، پدرم را وصیّ خود قرار داد. بعد از فوت حاجی، پدرم تمام مراسم واجب و مستحب را برای او انجام داد. آن شب بر اثر خستگی، بعد از نماز مغرب و عشا خوابش گرفت. نیمه شب از جا برخاست. خیال کردم ناخوش است. گفتم: چه شده؟ گفت: الآن حاج اسداللَّه را خواب دیدم. به من گفت: همه کارها را انجام دادید، مگر نماز لیلة الدفن را، تا دیر نشده برخیز آن را هم به جا آور. حال می خواهم آن نماز را بخوانم. پدرم به من گفت: سیّد عباس، ببین حاجی در شب اوّل قبرش چقدر فراغ خاطر دارد.

 کرامتی از حضرت معصومه

چون تمام نعمت های مادّی و معنوی اهل قم، به برکت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام است و ما همگی از برکت قبر مطهرش متنعّم هستیم، از انصاف به دور است که در این کتاب از فضائلش نشود؛ بر این اساس چکیده کرامتی را که صاحب انوار المشعشعین در کتابش به عنوان یک امر متواتر درج نموده، در این نوشتار می آوریم. ایشان می نویسد: یکی از خدّام آستانه مقدّسه حضرت معصومه به نام میرزا اسد اللَّه، از ناحیه پاگرفتار بیماری شقاقلوس (بی حسّی و فاسد شدن عضوی از اندام) گشته، جراحان بالاتفاق نظر به قطع پای ایشان دادند، تا بیماری به دیگر اعضا سرایت نکند.
ایشان می گوید: حال که بناست فردا پایم را قطع کنند، امشب مرا به حرم مطهر حضرت معصومه ببرید. او را به دوش می کشند و به حرم می آورند. خدّام در را بسته و او را به حال خود وا می گذارند، وی از فشار درد تا صبح صادق فریاد می زند. هنگام صبح خوابش می برد و در عالم خواب خانم مجلّله ای را مشاهده می کند که به او می گوید: ترا چه می شود؟ جواب می دهد: پایم فاسد شده و از خدا می خواهم که یا مرا مرگ دهد و یا شفا بخشد.
آن خانم گوشه مقنعه خود را چندین دفعه به پای او مالیده می فرماید: تو را شفا دادیم. عرض می کند: شما کی باشید؟ می فرماید: فاطمه دختر موسی بن جعفر.
او از خواب بیدار می شود و خود را سالم می یابد. فریادش بلند می شود که در را باز کنید، شفا گرفتم. خدّام در را باز کرده، وی را خندان و سالم می بینند.
شگفت اینکه مقداری پنبه نزد او یافت می شود که هر مریضی آن را به موضع درد خود می مالید شفا [1] می یافت، ولی در خرابی سیل قم آن پنبه مفقود گردید.
حضرت معصومه در سال (201) قمری در شهر قم، بعد از هفده روز بیماری وفات یافت و در مقبره ای در محلّ فعلی مدفون گردید، و بعدها چهار زن دیگر از خواتین اهل بیت علیهم السلام در کنار او دفن شدند.
ابتدا زینب دختر حضرت جوادعلیه السلام سقفی از بوریا بر قبر بنا کرد. در سال (529) قمری شاد بیگم، از زنان خاندان امیر تیمور گورکانی، گنبد منور را ساخت، و در سال (925) قمری به دستور شاه [2] اسماعیل صفوی تجدید بنا شد و بعدا فتحعلی شاه قاجار، گنبد را طلا نمود.
طبق روایتی که در کتاب کامل الزیارات مذکور است، امام جوادعلیه السلام فرمود:
وَمن زار عمّتی بقم فله الجنّة [3] .

یا رب چه قشنگ است و چه زیبا حرم قم
چون جنّت اعلا، حرم محترم قم

بانوی جنان، اخت رضا، دختر موسی
دُردانه زهرا و ملائک، خدم قم

این مژده بس او را که بهشت است جزایش
هر کس که زیارت کندش در حرم قم

پاورقی

[1] انوار المشعشعین ص 217.
[2] تاریخ دار الایمان قم از محمّد تقی بیک ارباب، ص 35 و تاریخ قم از ناصر الشریعه، ص 80 – 75.
[3] کامل الزیارات، باب 106ص 338.

 تشرف علامه بحرالعلوم خدمت امام زمان عج

همان گونه که درباره علامه بحرالعلوم (1212 – 1155) مرقوم شد، فیض شرفیابی او به حضور امام [1] عصر و ناموس دهر – عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف – متواتر است.
محدث قمی در کتاب فوائد رضویه چند داستان برای ایشان نقل کرده است که به چکیده بعضی از آنها در این نوشتار اکتفا می شود:
1 – بزرگان، از ملّا زین العابدین سلماسی که از محارم اسرار سید بوده است نقل کرده اند که روزی میرزای قمی به دیدار سیّد آمد، وقتی مجلس خلوت شد میرزا به سیّد گفت: از نعمت های غیرمتناهی که به شما برای تان روزی شده، ما را به فیض برسانید.
سید فرمود: دو شب قبل (شب گذشته) در مسجد سهله فیض ملاقات برایم حاصل شد و مناجات امام زمان علیه السلام را با الفاظی جالب که دل را منقلب و چشم را گریان می کرد استماع نمودم؛ بعد از پایان مناجات، من را به نام فراخواندند، نزدیک رفتم تا جایی که دست من به آن جناب می رسید.
مرحوم سلماسی گوید: چون کلام به اینجا رسید، سیّد وارد مطلب دیگری شد. بعد از آن میرزای قمی خواستار ادامه داستان شد، ولی سید به او فهماند که این از اسرار مکتوم است.
2 – باز از مرحوم سلماسی نقل شده است که شخصی از سیّد پرسید: آیا در زمان غیبت کبرا دیدار امام حاصل می شود؟
سیّد در حالی که مشغول کشیدن قلیان بود، سر به زیر انداخت و آهسته فرمود: چه بگویم در جواب او و حال آنکه آن حضرت من را در بغل کشیده و به سینه خود چسبانیده اند، و از طرفی تکذیب مدّعی دیدار آن بزرگوار وارد شده است.
سپس به آن سائل فرمود: از اهل بیت عصمت علیهم السلام تکذیب مدّعی دیدار رسیده است و دیگر برای او [2] چیزی نقل نکرد.

پاورقی

[1] ریحانة الادب، ج 1 ص 234.
[2] فوائد رضویه جلد دوم، ص 680 – 678.

 داستانی از مرحوم آیت الله مرعشی نجفی

مرحوم آیت اللَّه سید شهاب الدین مرعشی یکی از مراجع تقلید شیعه که با تکمیل کتاب احقاق الحق و تاسیس کتابخانه کم نظیر خود، یکی از نیرومندترین نگهبانان فرهنگ شیعه محسوب می شود، در یکی از ملاقات هایی که با ایشان داشتم فرمود:
در نجف نزد عالمی بزرگوار (این جانب برای حفظ بعضی از جهات از ذکرنام آن عالم معذورم) به طور خصوصی درس می خواندم. آن عالم بسیار مهذّب و مورد احترام همگان بود، و از کثرت علاقه به امام زمان(عج) در افواه اهل نجف از منتظران ظهور محسوب می شد.
روزی برای فراگیری درس به محضرشان رفتم، دیدم گریه می کند و بسیار پریشان است. علت آن را پرسیدم، فرمود: شب گذشته در عالم رؤیا امتحان شدم، ولی از امتحان بیرون نیامدم، در خواب به من گفته شد که آقا ظهور کرده اند و در وادی السلام -مکان خاصی است که گورستان نجف را در بردارد- مردم با او بیعت می نمایند، به مجرّد شنیدن این موضوع از جا حرکت کردم و به عجله وارد خیابان شدم. دیدم غوغایی از جمعیت است و همه با سرعت هر چه بیشتر به سوی وادی السلام می روند، هر کس به فکر این است که زودتر خود را به امام برساند و با جنابش بیعت کند.
دیدم عشق دیدار امام، مردم را چنان خود باخته ساخته که کسی را با کسی کاری نیست و تمام علقه ها را به فراموشی سپرده اند؛ آنها که تا دیروز به من عشق می ورزیدند دیگر به من اعتنا نمی کنند، بلکه با لحنی تند می گویند: آقا کنار رو و مانع راه ما نباش.
کوتاه سخن آنکه احساس کردم ظهور امام بازارم را کساد کرده است، از همانجا نقشه کشیدم که درملاقات با امام ایشان را محترمانه از ظهورش منصرف سازم. بعد از آنکه با هزار سختی به خدمتش رسیدم، عرض کردم: فدایت شوم! خودتان را به زحمت انداختید، ما کارها را ساماندهی می کردیم، نیازی نبود که خود را گرفتار سازید و زحمات طاقت فرسای رهبری را به عهده بگیرید. با این قبیل سخن ها می خواستم امام را از ظهورش منصرف کنم، بعد از چند جمله از این نوع گفتارها، یک مرتبه از خواب بیدار شدم و فهمیدم که هنوز لیاقت حضرتش را ندارم.
نگارنده گوید: از این حکایت، من و امثال من باید حساب کار خود را بکنند؛ بدانیم که تا اصلاح نشویم وحتی المقدور از آلودگی گناه و ظلمت هوا و هوس بیرون نیاییم، انتظار همنشینی و دیدار آن عزیزِ ابرار و قدوه أخیار را نداشته باشیم.
آیینه شو، جمال پری طلعتان طلب
جاروب کن تو خانه و پس میهمان طلب




nk12.mihanblog.comH D

برگرفته ازکتاب آیینه ی اسرار =حسین کریمی قمی

آیینه ی اسرار =حسین کریمی قمی

 خواب شهید ثانی

شیخ بهائی از پدرش مرحوم شیخ حسین -که از شاگردان برجسته شهید بوده است- نقل می کند: صبحگاهی به نزد استاد رفتم. در فکر فرو رفته بود. از سبب آن پرسیدم، فرمود: شب در خواب دیدم که سیّد مرتضی علم الهدی تمام علمای امامیه را دعوت کرده است، همین که من وارد شدم به پا ایستاد و فرمود: نزد شهید اول (محمدبن مکی) بنشین.
من هم حسب الامر ایشان، نزد شهید نشستم، امّا بعد از حضور میهمانها بیدار شدم و اینک به این خواب فکر می کنم؛ تصوّر می کنم مرگم در شهادت باشد.
عاقبت، آن رؤیای رحمانی تحقق یافت و در عهد سلطان سلیم عثمانی در سال (966) هجری قمری، در اثر سعایت بعضی از اهل سنت، دستگیر شد و در راه اسلامبول سر از بدن او جدا کردند و برای سلطان [1] آوردند.

پاورقی

[1] ریحانة الادب، ج 3 ص 286 رضویه، ج 1 ص 189.

  رؤیای حاج شیخ جعفر شوشتری

مرحوم حاج شیخ جعفر شوشتری، از اعاظم فقیهان امامیه و از شاگردان صاحب فصول و صاحب جواهر و شیخ انصاری است. او بیانی نافذ و منبری جالب داشته، در حدّی که بسیاری از اهل معصیت به برکت مواعظ او تائب شده، از راه خویش برگشتند.
او می گوید: در ابتدای امر، حافظه ام نارسا و بیانم غیر شیوا بود، ناچار در منبر از روی کتاب می خواندم، شبی در واقعه دیدم که در کربلا هستم و ایام، همان ایّامی است که موکب حسینی علیه السلام در آن زمین، نزول اجلال فرموده اند.
من در خیمه امام علیه السلام وارد شدم و سلام کردم. آن حضرت مرا نزد خود نشانید و به حبیب بن مظاهر فرمود: حاج شیخ جعفر میهمان ما است. آب نداریم به او بدهیم، ولی آرد و روغن هست، برای او طعامی تهیه کن.
حبیب برخاست طعامی پخته نزدم آورد، چند لقمه خوردم. از خواب بیدار شدم. از برکت آن غذا به مقام کنونی رسیده ام و از اخبار و آثار اهل بیت، لطائفی را استخراج می کنم که به ذهن دیگران نرسیده است.
وی سرانجام در سال (1303) هجری که از ایران عازم عتبات عالیات بود، دارفانی را وداع گفت و [1] جنازه اش به نجف اشرف منتقل گردید.

پاورقی

[1] ریحانة الادب، ج 3 ص 260.
——————

 رؤیای مرحوم آیت الله بروجردی

جناب مستطاب آیت اللَّه آقای سید حسین بدلا که از ائمه جماعت قم و از اساتید دروس سطح نگارنده، و در زمان مرحوم آیت اللَّه بروجردی از اصحاب ایشان بودند فرمود:
در یکی از سفرهای تابستانیِ مرحوم آقای بروجردی به قریه وشنوه -از مناطق ییلاقی قم- اولِ روز، از منزلی که در همسایگی ایشان برایم تهیه شده بود بیرون آمدم، دیدم که مرحوم آقا، بر خلاف روش همه روزه که معمولاً بعد از نماز صبح وانجام تعقیبات استراحت می کردند، داخل کوچه قدم می زند و در فکر فرو رفته است.
نزدیک آمدم و علت را پرسیدم.
فرمود: در خواب دیدم که سید مرتضی -همان عالم متفکر قرن پنجم هجری- از دنیا رفته اند و من با جمع زیادی او را تشییع می کنم و به جنازه اش در صحن حضرت معصومه علیهاالسلام نماز خواندم، از این رؤیا نگرانم.
با ایشان به بیرونی رفتم و برای منحرف کردن فکرشان مسئله ای را عنوان نمودم تا از محضرشان استفاده شود -ایشان به قدری علاقه به بحث های علمی داشت که وقتی وارد مذاکره می شد، همه چیز را فراموش می کرد-.
بعد از مدتی، مأمور پست آمد و یک محموله پستی را که در روی آن نامه ای جدا بود تحویل داد. وقتی نامه را باز کردیم، خبر مرگ مرحوم آیت اللَّه حاج سید محمد تقی خوانساری -یکی از علمای بزرگ قم- در آن نوشته و زمان تشییع هم معلوم شده بود و به ایشان تسلیت داده بودند.
آقا به مجرد خواندن نامه عازم قم شد. همراه ایشان به قم آمدیم. موفّق به تشییع جنازه شدیم، و بعد آقا به جنازه ایشان نماز خواند و برای استراحت به یکی از حجره های صحن مطهر آمدند، بعد از مقداری جلوس [1] فرمود: این همان جمعیّتی است که در خواب مشاهده کردم.

پاورقی

[1] نقل بدون واسطه از آقای بدلا (سلمه اللَّه تبارک و تعالی
—————————-

 مکاشفه ای از مرحوم آیت الله بروجردی

مرحوم شهید قدوسی و دیگران نوشته اند: مرحوم آقای بروجردی فرمود: وقتی که در بروجرد بودم، بنا گذاشتم که هر روز مقداری کتاب مثنوی مولوی را مطالعه کنم؛ چند روز به این برنامه ادامه دادم تا اینکه یک روز در کتابخانه -که احدی نبود- صدایی به گوشم رسید، مضمونش این بود که بی راهه می روی. از آن زمان مطالعه آن کتاب را ترک کردم.
مرحوم قدوسی اضافه می کند که آقا فرمود: در زمانی که بروجرد بودم این حالت مکرر به من دست [1] می داد.

پاورقی

[1] مجله حوزه، ویژه نامه مرحوم آیت اللَّه بروجردی، مصاحبه با آیت اللَّه آقای صافی، ص 135 و مصاحبه با آیت اللَّه آقای فاضل (زید عزّهما) ص 143 سیمای فرزانگان ص 143.

————————-

 رؤیای حاج شیخ محمدرضا کرمانی و حاکمیت برزخی حضرت فاطمه سلام الله علیها

از مرحوم پدرم بدون واسطه، و از مرحوم آیت اللَّه حائری با واسطه شنیدم:
مرحوم حاج سید یحیی یزدی -که در منبر ید طولایی داشته اند- نقل می کند که مرحوم حاج شیخ محمدرضا کرمانی – از علمای طراز اول کرمان – حاج سید یحیی را برای دفع شبهات شیخیه (یا بابیّه) به کرمان دعوت می کند. مرحوم حاج سید یحیی در مدت چند شب آن چنان آن فرقه را دچار ضربه علمی و خطابی می کند که آنان توطئه قتل ایشان را طراحی می نمایند. به همین منظور ایشان را به یکی از باغ های اطراف شهر دعوت می کنند.
ایشان در معیّت یک نفر از منافق صفتان به آن باغ رفته، بعد از ورود به سالن پذیرایی، افرادی را مشاهده می کند که از وضع قیافه آنان، به آن توطئه پی می برد. لباسش را در آورده به بهانه تجدید وضو از سالن خارج می شود. وقتی به میان باغ می آید، متوجه می شود که درب باغ را قفل کرده اند و در ورطه ای گرفتار است که غیر از خداوند کسی قادر به نجات او نیست.
او به حضرت زهراعلیهاالسلام متوسّل می شود و نجات خود را می خواهد و خود را مشغولِ شستن سر و صورت می کند و کارش را طول می دهد. نیم ساعتی تقریباً فاصله می شود که فریاد و غوغا به گوشش می رسد. آنگاه جمع زیادی باغ را محاصره کرده در را شکسته وارد می شوند ومرحوم سید را نجات می دهند.
این جمعیت در معیّت همان عالم کرمانی بوده اند، از ایشان سئوال می شود از کجا متوجه قضایا شدی؟
می گوید: عادتم این است که نزدیک ظهر مقداری می خوابم. امروز در خواب بودم که حضرت زهراعلیهاالسلام به خوابم آمد و فرمود: تو می خوابی و حاج سید یحیی را در فلان باغ می خواهند بکشند؟! زود مردم را ببر و او را نجات بده
از خواب پریدم و به دستور آن حضرت علیهاالسلام عمل کردم و مردم را به سرعت به باغ رساندم.[1] 

پاورقی

[1] یادداشت های خطی نگارنده.

برگرفته ازکتاب آیینه ی اسرار =حسین کریمی قمی

 در شمیم گل نرگس




دنبالک ها: کوچه های انتظار 
nk12.mihanblog.comH D

معرفی کتاب 'مهدی منتظر'

معرفی کتاب 'مهدی منتظر'

--------------
آیت‌الله حاج شیخ محمّدجواد خراسانی(ره) در مقدّمه کتاب "مهدی منتظر" یادآور شده است که: با اینکه مطالبی که برای موضوع آماده کرده بودم، بیش از اینها بود، ولی نظر به مفید نبودن آن برای عموم، بنا را بر اختصار و مستندات را هم به کنار گذاشتم تا همگان بتوانند از آن بهره گیرند.

مطالب این کتاب در پنج بخش ؛ بخش اوّل : در خصوصیات شخص امام منتظَر(ع) و علامات مشخّصه او؛ بخش دوم: در خصوصیّات غیبت او، علّت و مدّت غیبت، احوال آن حضرت در زمان غیبت و آنچه از حوادث و وقایع دوران غیبت واقع می‌شود؛ بخش سوم: در علامات ظهور آن حضرت(ع)؛ بخش چهارم: در کیفیت ظهور، مراسم آن و آنچه در اوان ظهور انجام خواهند داد و مقدار، ملک و دولت او و آنچه در ایّام دولت خواهند کرد و بخش پنجم:در وظیفه و تکلیف پیش از ظهور و بعد از ظهور ارائه شده است.

بخش اوّل، سخن از علامات امامت، علائم قائمیّت و نشانه‌هایی که از جدّش پیغمبر(ص)و امیرالمؤمنین(ع) دارد، به میان آمده است.
در بخش دوم، توصیف خصوصیات دوران غیبت، تفکیک غیبت صغری و غیبت کبری و جمله احوال آن حضرت(ع) در زمان غیبت ذکر شده است.
بخش سوم به بیان علائم ظهور، از جمله علامات قبل از ظهور (قریبه، یکی‌دو سال قبل و سال ظهور) و حوادث و علاماتی که در اوان ظهور رخ می‌دهد، پرداخته است.
از موضوعات اصلی بخش چهارم، کیفیت ظهور، مقدّمات قیام و کیفیّت آن و مختصری از ویژگی‌های دولت آن‌حضرت(ع) و سیره و روش و رفتار ایشان می‌باشد.
بخش پنجم به تفکیک تکالیف مردم در دو زمانِ ایّام غیبت و ظهور و در زمان حضور می‌پردازد و بحث صبر و انتظار و دعا برای تعجیل فرج مطرح می‌گردد. در آخر کتاب، فهرست آیات، نام‌ها، گروه‌ها و طوایف و قبایل، مکان‌ها و مصادر و منابع تحقیق، ذکر شده و لازم به یادآوری است که پی‌نوشت‌ها (اسناد احادیث) در انتهای هر بخش آمده است.
--------------
http://asrezohor.ir/post-587.aspx
----------------



دنبالک ها: معرفی کتاب -مهدی منتظر- 
nk12.mihanblog.comH D

منابع 26 ماه انتظار

نام کتاب

مؤلّف

مترجم و ...

 

مهدی منتظر

 

(عجل‌‌‌‌ الله تعالی فرجه الشّریف)

مرحوم‌حاج ‌‌‌‌شیخ

محمدجوادخراسانی

----------

 

روزگار  رهایی

 

[یوم الخلاص]

کامل سلیمان

علی اکبر مهدی پور

 

سیمای حضرت مهدی (عج)

در قرآن

سید هاشم حسینی بحرانی

سید مهدی حائری قزوینی

 

عصر ظهو ر

علی کورانی

عباس جلالی

 

کتاب غیبت

محمدبن ابراهیم نعمانی ره

حاج سید احمد فهری زنجانی

 

البیعة لله

فریده گل محمدی آرمان

---------

 

امام مهدی(علیه السلام)

از ولادت تا ظهور

آیت الله سید محمدکاظم قزوینی « ره »

علی کرمی و سید محمد حسینی

 

جهان در سیطره

صاحب الزّمان (عج)

 

 

محمد رضا قاسمی

 

 

 

-----------

 

مکیال المکارم ...

سیدمحمدتقی موسوی ره

سید مهدی حائری قزوینی

 

نهج البلاغه

سید رضی

ازجمله دکتر شهیدی

 

منتخب الاثر ...

آیت الله صافی گلپایگانی

زبان عربی




دنبالک ها: 26m 
nk12.mihanblog.comH D

دانلود کتاب نشانه های ظهور او

  • ---------------
  • http://www.irpdf.com/book-6854.html

    دانلود کتاب نشانه های ظهور او 

    ———————

    محمد خادمی شیرازی

    ————-

    با کروم دانلود نمی شود

    با موزیلا فایرفوکس  دانلود کنید







  • تعداد صفحات :13
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...